رسانههای نزدیک به حکومت عربستان گفتهاند تنش در منطقه خلیج فارس میان ایران و آمریکا از محورهای مورد تأکید رژیم سعودی برای طرح در این دو نسشت است.عربستان سعودی تلاش دارد تا از این فضای با راهبرد سنتی خود یعنی فراخوان کشورهای عربی و گرفتن بیانیههای سیاسی مورد خواست خود برای دامن زدن به این تنش و هل دادن آمریکا برای فشار بیشتر بر ایران استفاده کند.
در این مسیر حکومت عربستان حتی وضعیت بحرانی و اختلافات خود با قطر را هم نادیده گرفته در برخلاف چند دوره اخیر از دعوت این کشور به نشستهای عربی و شورای همکاری خلیج فارس امتناع میکرد، برای دوحه نیز دعوتنامه ارسال کرده است.
متقارن با این رویدارد محمد جواد ظریف در هفته جاری در سفر به عراق و رایزنی با مقامات این کشور طرحی را برای امضای پیمان عدم تعرض با کشئورهای حاشیه خلیج فارش ارائه داد پاتکی به راهبرد ایران هراسی عربستان سعودی بود.
عباس عراقچی در همین راستا به عمان، کویت و سپس دوحه سفر کرد تا پیشنهاد ایران را برای کشورهای دوست و نزدیکتر به ایران در شورای همکاری خلیج فارس ببرد.
هر چند سید عباس موسوی سخنگوی وزارت خارجه کشورمان میگوید ایران پیشنهاد ویژهای برای عربستان و امارات ندارد و کانال رسمی دیپلماتیک هم برای طرح پیشنهاد ظریف با این کشورها لازم نیست، اما قطر دیروز در بیانیهای اعلام کرد که معاون وزیر خارجه ایران در سفر به دوحه بر آمادگی کشورش برای گفتوگو با کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس تأکید کرده است. این یک پیام دیپلماتیک و سیاسی برای کشورهای منطقه و عرب درست پیش از اجلاس مکه است.
به همین دلیل گروه سیاسی قدس آنلاین برای بررسی تأثیر این پیام و اهداف عربستان از نشستهای دو روز آینده با کشورهای عربی با حسن هانیزاده تحلیلگر ارشد مسائل منطقه و جهان عرب به گفتوگو نشسته است.
* آقای ظریف در هفته جاری سفری سه روزه و مفصل به عراق داشت و رایزنیهای گستردهای را انجام داد. او در این سفر پیشنهاد جدیدی برای امضای پیمان عدم تعرض با کشورهای حاشیه خلیج فارس را مطح کرد. همزمان عباس عراقچی معاون سیاسی او به سه کشور حاشیه جنوب خلیج فارس رفت تا این پیام ظریف را به صورت ویژه ببرد. چرا چنین ایدهای چرا و با چه هدفی وچرا در این زمان مطرح شد؟
** طرح اعلام شده از سوی اقای ظریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران برای امضای توافقنامه عدم تعرض با کشورهای عرب خلیج فارس طرح تازهای نیست. ایران حدود 4 دهه است که دست دوستی را به سمت شش کشور دیگر حاشیه خلیج فارس دراز کرده است. سیاست و راهبرد جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر تعمامل سازنده و همکاری منطقهای بوده و هست. ایران در گذشته هم طرحهای انسانی و سازندهای را به کشورهای منطقه ارائه داده است. در همین راستا میتوان به طرح تشکیل یک مجموعه مشترک همکاری نظامی و امنیتی برای حفظ امنیت و ثبات در خلیج فارس، پیشنهاد معاهده همکگاریهای امنیتی دو و جند جانبه، تشکیل بازار مشترک منطقه خلیج فارس و ایجاد یک شاکله سیاسی مشترک مبتنی بر منافع ملی 7 کشور حاشیه خلیج فارس و سال گذشته طرح مجمع گفتگوهای منطقهای، بخشی از طرحها و سیاستهای اعلام شده ایران در طول سالهای گذشته بوده است.
ولی متأسفانه از آنجا که اکثر کشورهای عرب منطقه به ویژه امارات، بحرین و عربستان نمیتوانند تصمیم مستقلی اتخاذ کنند و سیاستهایشان و با سیاستهای آمریکا و غرب گره خورده و این سه کشور عامل بحران و درگیری در منطقه به شمار میروند این حسن نیست و طرح ها بی پاسخ مانده است.حمله و تجاوز عربستان به یمن ، 60 میلیارد دلار کمک مالی به گروههای تروریستی در سوریه، دخالت در مسائل داخلای در عراق و لبنان و تلاش برای ایجاد جنگ طایفهای در این دو کشور تنها گوشهای از اقدامات مخرب عربستان و متحدانش در این مسیر بوده است.
از این رو عربستان مجری سیاستهای رژیم صهوینیستی و آمریکا بوده و حتی مانع همکاری و روابط دوستانه ایران با کشورهایی مثل کویت، قطر، عمان میشود.
طرح ایران با وجود این، با حسن نیت ارائه شده و طرحی دقیق و هوشمندانه است و هدف از آن کاهش بحران یا بستر بحران از طریف راهبرد ایران هراسی عربستان و رژیم صهیونیستی و آمریکا در منطقه است. اگر این ایده اجرایی شود کشورهای جنوب خلیج فارس مطمئن خواهند شد که ایران تهدیدی برای آنها نیست و قصد تعرض به کشورهای کوچک همسایه خود را ندارد، اما طبعا این اتفاق خواست عربستان و آمریکا و اسرائیل نیست و با موانع زیادی روبهروست.
علاوه بر این نباید فراموش کرد که ترامپ به شدت به دنبال اجرای طرح معامله قرن است و عربستان و امارات جزئی از این پروژه هستند و و مأموریت ایجاد و دمان زدن به تقابل با محور مقاومت را دارند. لذا به نظر نمیرسد این طرح و ایده امکان عملیاتی شدن ندارد. هرچند از سوی ایران بسیار حساب شده هدفمند مطرح شده و آثار سیاسی خاص خود را خواهد داشت.
* آقای عراقچی هم این ایده را با دوستان ایران یعنی عمان کویت و البته قطر که در یکسال گذشته قدری از محور ریاض فاصله رفته و به ایران نزدیکتر شده مطرح کرد. گمان این بود که تهران میخواهد از ظرفیت این کشورها برای طح این پیشنهاد در شورای همکاری استفاده کند. سخنگوی وزارت امور خارجه اما میگوید ایران قصد میانجی قرار دادن این کشورها را ندارد و پیشنهاد ویژهای هم از مسیر طرح ظریف برای عربستان نداریم.؟!
* سه کشوری که اشاره کردید در 4 دهه گذشته سیاست معتدلی داشتهاند. البته کویت همواره زیر فشار عربستان بوده تا از ایران فاصله بگیرد. در مجموع این سه کشور نمیتوانند خارج از مجموعه شورای همکاری خلیج فارس سیاستی را در قبال ایران اتخاذکنند. چون بر مبنای آیین نامه شورای همکاری خلیج فارس همه کشورها باید سیاست واحدی در منطقه داشته باشند و هر سیاستی را با مشورت اعضا اتخاذ کنند.
به نظر میرسد اگر کویت، عمان و قطر هم مایل به همکاری با ایران باشند به دلیل فشار عربستان و امارات و آمریکا جرأت آن را ندارند.
* حکومت عربستان اعضای شورای همکاری را به مکه دعوت کرده است. هم قرار است نشست کشورهای تاحادیه عرب برگزار شود و هم در حاشیه آن نشست ویژه اعضای شورای همکاری بر خلاف چند نشست قبلی این بار قطر هم دعوت شد. این اتفاق را چطور تعبیر میکنید؟ هدف عربستان از برگزاری نشست با محوریت موضوع ایران تنش تهران و واشنگتن و امنیت در منطقه خلیج فارس چیست؟
** عربستان به دلیل شکستهای نظامی در یمن و شکست سیاستهایش در منطقه سعی میکند از طرق اجماع سازی در اتحادیه و شورای همکاری یک اجماع سازی عربی علیه ایران صورت دهد. ضمن اینکه عربستان در گذشته هم تلاش داشت یک جبهه عبری-عربی را علیه جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند که ناکام ماند و هزینه سیاسی سنگینی را هم داد.
از سوی دیگر تنشها در خلیج فارس به دلیل تهدیدهای آمریکا بسیار تشدید شده در این فضا ریاض میخواهد از ماجرای مشکوک انفجار چند کشتی در بندر فجیره و حمله پهپادهای ارتش یمن به تأسیسات نفتی ینبوع برای جریان سازی علیه ایران استفاده کند.
در واقع نشستهای شورای همکاری و اتحادیه عرب در مکه همواره برای صدور بیانیههای ضد ایرانی و دادن خوراک تبلیغاتی به حکومت عربستان است و به نظر میرسد این دو نشست هم خارج از این قاعده نیست و خروجی ان بیانیههایی در محکومیت ایران خواهد بود.
* ماجرای بندر فجیره بر خلاف انتظار عربستان و تلاش مستتر ریاض برای آنکه تهران را مقصر نشان دهد و همراهی مقامات آمریکایی در این مسیر مورد توجه جهان قرار نگرفت و کسی آن را باور نکرد. برخی تحلیلگران حتی آن را طراحی عربستان و اسرائیل دانستند. آیا نشست مکه تلاشی برای جبران این افتضاح امنیتی- اطلاعاتی عربستان است؟ حضور جان بولتون را هم باید به این نشست ربط داد؟
** اتفاقی که در فجریره رخ داد به باور بیشتر تحلیلگران یک سناریوی نخ نما شده وغیر دقیق بود. رد پای دستگاههای اطلاعاتی امارات و عربستان در ان اتفاق مشاهده میشود و به همین دلیل هم کاملا ناشیانه انجام شد و دنیا هم آن را باور نکرد. اما مثل دیگر اقدامات عربستان آن را نادیده گرفت.
هدف این بود که ایران را عامل انفجار نفتکشها و ایجاد ناامنی معرفی کنند زیرا ایران تهدید کرده بود اگر نفتش از خلیج فارس صادر نشود نفت دیگر کشورها هم به سهولت عبور نخواهد کرد. عربستان میخواست از این فضا برای ایجاد جرقه نزاع و جنگ میان آمریکا و ایران استفاده کند اما نتوانست. لذا الان در صدد اجماع سازی عربی علیه ایران برآمده است.
عربستان برای اجماع سازی و گرفتن امضای کشورهای کوچک عربی پول زیادی خرج میکند ولی به دلیل نقش کاملاً منفی خود، مورد تنفر ملتها و افکار عمومی عربی است به ویژه نقش و مشارکت ریاض در طرح معامله قرن به شدت جایگاه این کشور را در افکار عمومی ملتهای عرب تنزل داده و خروجی نشستهای مکه چیز قابل قبول و تأثیرگذاری نخواهد بود.
انتهای پیام/
نظر شما